دنیای زنان در عصر قاجار

دنیای زنان در عصر قاجار

نجم السلطنه به عبدالحسین میرزا فرمانفرما

نجم السلطنه به عبدالحسین میرزا فرمانفرما

نامه ملک تاج نجم السلطنه به برادرش، عبدالحسین میرزا فرمانفرما؛ گزیده متن: قربانت شوم، تصدقت بگردم، چندی است که از گرفتاری حالات خودم نتوانسته چیزی بنویسم، مدتی بود حال نداشتم. از حالت جناب وکیل الملک بخواهید، همان قسم است، بد دارد، حالت اسهالی هست. حالا که فرنگستان هم موقوف شده حکیم ها گفتند برود دوباره گفتند زیاد بنیه ندارد تا خداوند چه بخواهد. این چند روز را هم حضرت علیه خانم عزت السلطنه حال نداشتند. به غیر [ناخوانا] حالت ها مثل حمله درد حال این قسم ها نیست الحمدالله رفع شده آسوده باشید. من هم دو سه بار آمدم این چند روز هم شاه خازن اقدس حکیم ها را فرستادند بنا بود خودشان هم تشریف بیاورند تا حالا که نیامدند. دفتری دو سه شب بود خدمت خانم نواب عزت السلطنه بود. پریروز من بردم خانه امروز که خودم خواستم بیایم هرچه کردم نیاید دفتری قبول نکرد، من گفتم دفتری تو مثل عروس دستک دار شدی، هوای خاطر رفتن همینی نشینی سرجات دختره، به خانم عزت السلطنه گفتم این خودش آمده هر چه کردم نیاورم نشد. انشاالله خداوند شما را و خانم عزت السلطنه همه را سلامت نگهدارد. زیر سایه شما بباید باشد [ناخوانا] از بابت پلایین کاغذی حاجی وزیر برای من نوشته بود، آنجا خیلی خراب شده، از هر بابت کاری دست ما داده است. پلایین از بابت فروش هم اگر حقیقت خیال دارید همان قیمت که نواب عمیدالدوله فروخته شما هزارتومان بیشتر بفروشید مشهدی حاضر است والا با این خرابی این ها هم میل دارید کسر باشد است. اما [ناخوانا] از دست قنات حقیقت من تنگ آمدم. این چند روز چند نفر مقنی با آقا میرزا محمدعلی خان این ها را فرستادیم تازه یک آبی پیدا کرد. الحال هزارتومان خرج قنات شد، تازه قدری آب پیدا کرد. امسال املاک طهران تمام قنات هایش خشک نشد. ملک اطراف ملک است، عراق، قزوین، این جاها، والا مال طهران فایده ندارد. مصدق السلطنه هر سال هرچه دارد روی خانی آباد اسفندیاری می گذارد. گاهی می خواهد بفروشد مشتری شصت پنجاه هزار هم دارد، من نمی گذارم، می گویم باید باشد این هم حال املاک طهران است؛ پشت پاکت: کرمانشاه خدمت نواب مستطاب اشرف والا شاهزاده فرمانفرما مشرف شود، سیزدهم محرم؛ همراه با مهر نجم السلطنه.