دنیای زنان در عصر قاجار

دنیای زنان در عصر قاجار

خدیجه سلطان به فرزندش محمدعلی خان

خدیجه سلطان به فرزندش محمدعلی خان

نامه‌های خدیجه سلطان به فرزندش محمدعلی خان: نامه‌ای که در آن خدیجه سلطان ابتدا برای محمدعلی خان مختصری از احوال خود و شیطنت برادر کوچکترش محمود نوشته و در ادامه خطاب به همسرش رضاقلی خان سالارمعظم از وی استدعا کرده که به علت شیوع بیماری در بیروت از فرستادن محمدعلی به آنجا خودداری کند؛ نامه‌ای مبنی بر شادی خدیجه سلطان از خبر رسیدن محمدعلی خان به پترزبورگ و قصد فرزند دیگرش، تقی، برای پیوستن به محمدعلی؛ نامه‌ای که در آن خدیجه سلطان از پسرش برای آیینه و شانه‌ای که برای او ارسال کرده تشکر کرده؛ نامه‌ای که در آن خدیجه سلطان از موارد زیر نوشته: سلامتی اعضای خانواده، سفر به خرم آباد و اقامت در بروجرد، اینکه که به علت شلوغی در طهران سردار تصمیم گرفته خانواده خود را به تهران نفرستد، دوستی فرزند کوچک خود محمود با نائب الحکومه بروجرد (معزالممالک) و بی توجهی وی به درس خواندن، عمل کردن به توصیه محمدعلی خان در مورد استفاده از بخاری به جای کرسی، شیرین زبانی معصومه، و فوت همسر اجلال نظام که مدتی نائب الحکومه الشتر بوده؛ نامه‌ای مبنی بر نگرانی خدیجه سلطان از نرسیدن نامه‌های محمدعلی‌خان، تبریک اعیاد به وی، نوشتن از اینکه قصد داشته برای محمدعلی‌خان در روسیه عیدی بفرستد اما به سبب نگرانی از نرسیدن آن دست نگه داشته، خبر تولد نوه حسینقلی خان نظام السلطنه، و احوالپرسی از سهام نظام؛ نامه‌ای که خبر از رسیدن نامه بیست و دوم رجب محمدعلی‌خان را داده و از سلامتی وی ابراز خوشحالی کرده، از حال سردار معظم نوشته که در اردو است و قرار است که اعضای خانواده خود را به خرم آباد منتقل کند، از سختی راه نوشته و آرزو دارد که روزی ایران مثل فرنگ آباد شود و سفر هم راحت تر صورت گیرد، خبر از ارسال دوهزار فرانک برای فرزند دیگر خود تقی داده و وعده داده که در سفر به خرم آباد با سردار صحبت خواهد کرد تا ارسال پول برای تقی منظم صورت گیرد و در ضمن وعده داده که در خصوص سمت مترجمی سفارت برای او با سردار صحبت خواهد کرد؛ نامه ای [خطاب به محمدعلی خان] که در آن خدیجه سلطان از بیماری خود و درمان آن توسط دکتر اسکات، بیماری یرقان فرزند خود معصومه، شلوغ شدن شهر به واسطه آمدن سالارالدوله که موجب قحطی نان شده، و سلامت حال [زهرا سلطان] عزت السلطنه نوشته است و همچنین اشاره به مشکل مالی به جهت عدم ارسال پول توسط جهانیان و قرض کردن از دخترش عزت السلطنه سخن گفته است که پس از رسیدن حواله همسرش از مغیث السلطنه خواهش کرده به بانک شاهی برود و وجه را دریافت کرده، مقداری را برای عزت السلطنه اختصاص داده و مقداری برای خرید و ذخیره زغال و آرد برای زمستان اختصاص دهد، همچنین در این نامه خدیجه سلطان از خرابی سقف خانه و نیاز به پول بیشتر برای مخارج خانه و خرید لباس و جهیزیه عزت السلطنه نوشته و ازمخاطب گلایه دارد که خود به سفر فرنگ رفته و مشکلات را برای او به جا گذاشته و در پاسخ به نویسنده که نظر وی را برای سفر به فرنگ پرسیده نوشته که هرجا برای ماندن بهتر از طهران است، چنانکه دکتر اسکات طبیب وی نیز بارها به وی توصیه کرده که برای معالجه به فرنگ برود به علاوه که برای تحصیل دو بچه دیگر هم [معصومه و محمود] خوب خواهد بود، اما نویسنده نامه از وعده‌های رضاقلی خان اظهار نومیدی کرده و امیدی به این سفر ندارد.