دنیای زنان در عصر قاجار

دنیای زنان در عصر قاجار

نجم السلطنه به عبداالحسین میرزا فرمانفرما

نجم السلطنه به عبداالحسین میرزا فرمانفرما

نامه ملک تاج نجم السلطنه به برادرش، عبدالحسین میرزا فرمانفرما، همراه با پاکت نامه؛ گزیده متن: قربان جنابت بگردم، خط مبارکت زیارت شد، بعد از مدت های مدید از سلامتی وجودت شاکر شدم. از حالم جویا باشید حمدالله سلامت هستم. دیروز هم از صبح رفتم خدمت حضرت علیه عزت السلطنه. آقایان الحمدالله خوب بودند، جای عزیز شما خیلی خالی بود. اینکه مرقوم فرموده بودید خدواند دوستی ما را به قائم آل محمد برساند. برادر انشاالله به سلامتی شما دوستی برسد من در این دنیا با کی بد شدم و بد رفتاری کردم که سر شما دویمی باشد. انشاالله شما سلامت باشید از همه بهتر است. اینکه نوشته بودید نصرت تکلیف شده معلوم است می شود، بیش از سنش که نباید کسی تکلیف شود، حالا پانزده سال است. البته می شود اینکه مرقوم فرموده اید سرکار حوصله عروسی و خانه ندارید مختارید، اما برادر این مثلی که از قدیم گفته بودند برای امروز من و شما است، برادری به جا، بزغاله از هفتصد دینار کمتر نیست. من خواهر شما هستم دفتری که گردن نگرفته آنچه رسومات دختر است بشود. الحال ده سال است به حساب خودتان این عقد است. در عرض این ده سال پانصد تومان تعارف معمولی برای این مرحمت نکردید. این چند سال که گرفتار بودید و شیراز هم نمی شد طهران بودید هم نمی شد، پاک عرب شدید. حالا خیال بکنید که فلان فلان به دفتری دادید، آنچه دادید هست و به همه جهات سیصد تومان نمی شود و حاجی میرزا جواد آقا و پسرش هم که مرده اند، این قباله عقد باید نوشته شود. پسر حالا مکلف است باید وکیل بکند، این دوباره اقرار بکند آن عقد صحیح نبود و آن ها هم حالا برای نوشتن قباله نیستند. باید نوشته شود که نواب والا روز عقد به من دادید که آن اسباب داده شود. از روی آن نوشته مرحمت بفرمائید اسبابها را که جواهر است و لباس است و آینه عقد است و سایر ملزومات که نوشته بودید مرحمت بفرمائید. یعنی در فکرش باشید. دختر که گردن نگرفته حقی دارد در عروسی، پدر شوهر بدهد قباله عروس و اسباب عروس قبل از آمدن نصرت الدوله حاضر کنید. من ایراد به عروسی ندارم. خودت میدانی هر چند پریروزها حاجی میرزا حسن کالسکه آورد، دفتری را خانم خواسته بود چادر بکرد برد. عبدالله خان داد بیداد که به نظرم می آید یک سال من هم از میان برود. میرزا حسن این قسم که می آید چادر به سر دختر می کند می برد، حالا نصرت الدوله نیست من جلو نمی گیرم و الا نخواهم گذاشت. حالا برادر راستش فکر قباله نوشتن و اقرار بکن. اسباب هم که نوشته داری از روی این نوشته معین بکن که اسباب [ناخوانا] فیروز نشود. همین قسم که من به زنی خودم خرجی عروسم کردم، شما هم باید بکنید. دختر من خیلی افاده دارد، بدان اما خیلی خوش‌ خلق خوش‌ رفتار است. آسوده باش عروس خوبی داری والله همه طهران این دختر را طالب بودند، این است که به کنیزی شما دادم و حضرت عزت و باید چشمش کور شود کنیزی شما و مادر شوهرش بکند. از هر جهت آسوده باشید دختر خوبی است الحمدالله. انشاالله آن عروس‌هات هم خوب بشوند. به دلخواه قسمت بشود برادر، عباس هم ماشاالله بزرگ است باید فکرش بکنید انشاالله؛‌ پشت پاکت: نوشتجات سرکار علیه نجم السلطنه شهر صفر.

نمای تفصیلی

  • آفریننده ملک تاج نجم السلطنه
  • تاریخ اوایل قرن ۱۴ ق
  • ابعاد اندازه نامه: ۲۶ × ۱۹.۵ سانتیمتر؛ پاکت: ۱۵ × ۱۱ سانتیمتر
  • مجموعه ها منصوره اتحادیه -- نجم السلطنه
  • متعلق به منصوره اتحادیه
  • محدودیت بدون محدودیت.
  • تاریخ آپلود ۲۵ فروردين ۱۳۹۴ ش
  • آخرین ویرایش ۱ تير ۱۳۹۴ ش
  • شماره سند 1021A84
  •