دنیای زنان در عصر قاجار

دنیای زنان در عصر قاجار

مچول خانم به عبدالحسین میرزا فرمانفرما

مچول خانم به عبدالحسین میرزا فرمانفرما

به خاک پای مبارک عرض می شود عمده مطلب امیدوارم هستم خداوند این بنده کنیز را تصدق وجود مبارک بکند. یا رب دعای خسته دلان مستجاب کن از روز ورود سرکار نواب مستطاب حضرت علیه عالیه دامت شوکتها همه روزه به خاکپای مبارک شرفیاب می شوم، یک ساعت به غروب مانده مرخص می شوم. اگر عرض کنم از حالت سرکار علیه عالیه که در چه کاری مشغول هستند بی مزه نیست. بعد اینکه به کارهاشان می رسند زندگانیشان را منظم می کنند به سلامتی جان عزیزانتان بعد [ناخوانا] مکرر آه کره کره می کشند، می فرمایند شاهزاده جان قربانت بگردم، چشم شان مثل پیرزن ها پر اشک می شود بعد می فرمایند فیروز عباسی مادام بوسی از هر طرف نگاه می کند می بیند علی مانده [ناخوانا] کمینه مانده ام با حضرت علیه جان دو تا عروسک مقوایی گذارده اند پیش خودشان دعا می کنند اینها هم جان بگیرند بفرستند فرنگستان. گاهی چند شب سر کار دفترالملوک دامت شوکتها را می فرستند می آوردند به ایشان مشغول هستند. زیاده جسارت نیست جان کمینه کنیزموچول [ناخوانا ] مبارکت؛ پشت نامه: عریضه مچول خانم است که چرند عرض کرده است.

نمای تفصیلی

  • تاریخ اواسط قرن ۱۴ ق
  • ابعاد ۱۳ × ۲۰ سانتیمتر
  • مجموعه ها منصوره اتحادیه -- عزت السلطنه
  • متعلق به منصوره اتحادیه
  • محدودیت بدون محدودیت
  • تاریخ آپلود ۳۰ شهريور ۱۳۹۴ ش
  • آخرین ویرایش ۱۷ دى ۱۳۹۴ ش
  • شماره سند 13104A106
  •