نمای تفصیلی
- تاریخ اواسط قرن ۱۴ ق
- ابعاد ۲۶ × ۲۰ سانتیمتر
- مجموعه ها منصوره اتحادیه -- عزت السلطنه
- متعلق به منصوره اتحادیه
- محدودیت بدون محدودیت
- تاریخ آپلود ۱۳ شهريور ۱۳۹۴ ش
- آخرین ویرایش ۱۹ آذر ۱۳۹۵ ش
- شماره سند 13104A24
گزیده متن: در باب باد فتخ [فتق] آقای میرزا محمود خان خاطر مبارک متغیر شده بود که چرا به عرض نرسانده است یا اینکه در اوراق حکیم و معالجه کردن غفلت کرده است. اولاً دلیل اینکه غفلت از آوردن حکیم و معالجه کردن چرا باید بکنم مگر پول دوا و حق زحمت حکیم از کیسه فدوی داده می شود. مکرر [ناخوانا] و میرزا علی اکبر خان آمده و دوا و روغن به جهت مالیدن داده اند و هر دو هم رأی شده اند که باید بست. چندین مرتبه هم خواسته ام شیندر را بیاورم، اندرون فرموده اند علاج بستن است، آمدن شیندر لازم نیست. تمام دواخانه ها را گردیدهام، فتخ بند کوچک بدست نیامده است. عاقبت سراج برده ام، میرزا علی اکبر خان دستورالعمل داده است از جیر فتخ بند درست کرده اند. با وجود این باز جستجو کرده ام. آن ضعیفه که چند چاپار قبل به عرض رسانید تمام طهران را گشته، پیدا کرده ام، آورده ام بسته است. حالا هم یک روز درمیان می آید می بندد و از روزی هم که آمده و بسته است لله الحمد حالشان خیلی خوب است شش روز هفت روز یک مرتبه آن ورم می آید نیم ساعت هم بیشتر طول نمی کشد روغنی میرزا علی اکبر خان داده است که به محض مالیدن ورم بر می گردد. به هرحال از روزیکه بسته اند لله الحمد خیلی فرق کرده است و امیدوارم انشاءالله تعالی کمی رفع شود. ملاحظه فرمائید غیر از اینها که اقدام شده است، کار دیگری از وجود فدوی ساخته بوده است و غفلت نشده است. با اینکه غیر از فدوی هر کس دیگر می شد غیر از این اقدامات کار دیگری که ممکن بود که بکند. اما اینکه به عرض نرساندم حق است، ولی ملاحظه کردم ودیدم باید مرض را معالجه کرد و فرضاً به عرض هم رساندم. غیر از اینکه تأکید خواهید فرمود که حکیم بیاورید و معالجه نمائید دیگر چه خواهید فرمود. از این بابت هم کوتاهی نشده است و اندرون هم ده درجه بلکه صد هزار درجه از حضرت اجل عالی بیشتر مواظبت و مراقبت دارند. در این صورت دیدم غیر از اینکه خیال حضرت اجل عالی را مشوش نمایم دیگر حاصلی ندارد. این بود که به عرض برسانید به هرحال مکرر عرض نموده است خلقت فدوی از برای خدمت گذاری به حضرت اجل عالی روحی فداه بنده است، چون در غیاب چون در حضور. اعم از اینکه خاطر مبارک مسبوق بشود یا نشود به قدری که از فدوی ساخته است غفلت ندارد تا چه قبول افتد و چه در نظر آید. اما از بابت درس فرانسه نخواندن، آقای میرزا تقی خان عجالتاً ترک کردند لله الحمد مزاج مبارکشان هم درکمال صحت وسلامت است. ولی در باب درس فرانسه نخواندن خانم کوچک به اندرون عرض کردم فرمودند تا کنون پانصد تومان متجاوز خرج شده است تا دو کلمه درسی خوانده اند، انصاف نیست که حالا به کلی صرف نظر بشود. گل دوزی و خورش پزی و غیره را در سن سی سالگی می شود آموخت ولی موقع درس خواندن امروز است و چهارسال دیگر غیر ممکن و اگر دانستن زبان فرانسه اسباب تمجید نباشد تکذیب نمی شود و شهداله راست و صحیح هم بفرمایند. فقط چیزی که اسباب زحمت شده است حکایت معلم است، این مسیو ریشار یک حسن دارد و صد هزار کرور عیب، آن یک حسن این است که درحقیقیت حالت زن را به هم رسانیده تصور نمی شود که اگر دو ساعت در اطاق خلوت باشد نگاه بدی بکند ولی از آن طرف بد گو، بد رو، بد خلق. از اینها همه بالاتر زبان فارسی نمی داند که تفاوت فرانسه را به فارسی ترجمه نماید. انصافاً خوب معلمی است ولی نه از برای مبتدی. هرچه هم تفحص می کنم که شاید زنی که معلم فرانسه باشد به دست بیاید گیر نیامده است، زیاد هستند ولی خانه نمی آیند. حقیقتاً متحیر مانده ام که چه بکنم ولی باز همه روزه در این مدرسه ها تحقیق می کنم که شاید بدست بیاید. انشاالله تعالی. درباب گردش و سواری، آقای محمد تقی خان اولاً اسب می خواهند، ثانیاً یک نفر نوکر شخصی لازم دارند که در معنی لـله باشد از صبح تا شام فقط کارش گردش برون و تفرج دادن آقای میرزا تقی خان باشد. اگر این دو سه ماهه زمستان هم این آدم و اسب فراهم شود از برای شب عید باید فراهم کرد که هردو از برای آقای میرزا تقی خان [ناخوانا] چه لزوم را دارد. امر الاجل الاعلی مطاع. [نوشته های با دستخط متفاوت و با مداد و به نظر متأخر تر در حاشیه]: ۱۳۲۵، معلم فرانسه [ناخوانا] السلطنه، خانم عزت السلطنه.