متن تایپی
واشنگتن، باوفا خواهر عزیز مشتعل به نارمحبت الله خادمه امر الله میس ایزابلا دی بری تینگ هم علیها بهاء اله الابهی[؛]
هو المحبوب[:] پس از حمد و سپاس محبوب آفاق و مرکز میثاق روحی و روح العالمین فداه ای خواهر عزیز روحانی با محبت با وفای مشتعل به نار محبت که با زجر و زحمت ما در سبیل خداوند یگانه شریک و سهیمید و به این فیض عظمی و موهبت کبری نائل خوشا به حال شما که مخلع به خلعت یگانگی و وحدت و اتحاد وخدمت و هدایت خلق شدهاید و اسم مبارک شما در تمام روی زمین علی الخصوص در خاک ایران با کمال محبت و احترام در مجالس اتحاد و محبت احبای الهی ذکر میشود و در ملکوت ابهی به اعلی مقام رسیدهاید دستخط مبارک و عکس با محبت با ایمان شما که در میان شاگردان بودید و عکس نمایندگان بهاییان امریکا رسید چه مبارک سحری بود و چه فرخنده شبی آن شب قدر که این تازه براتم دادند به قدری خوشحالی روی داد از زیارت عکس شما که نمی توان شرح آن را بیان نمود مدام با آن عکس عزیز نورانی شما با کمال عشق و محبت روحانی راز و نیاز مینمایم و از درگاه احدیت ملاقات شما را رجا می کنم و هم چنان از دیدن عکس آن برادران و خواهران غربی علی الخصوص آن شاگردان روشن ضمیر مومن نورانی که در اطراف شما هستند کمال خوشحالی حاصل است و این عکسها را با کاغذ عزیز شما به تمام خواهران و برادران شرقی شما نشان دادهام و تمام به عشق روحانی مجذوب شماها شده اند و از شرح صدمات و زحمات آن خواهر عزیز و آن چند نفر بستگان با محبت باوفای شما که با شما همراه و به نور ایمان فائز شده اند در قلب تمام خواهران و برادران شرقی شعله روشن نمود و در تمام محافل و مجالس به ذکر شما مشغول و از دیدها اشکهای جانسوز جاری علی الخصوص یکی از خواهران عزیز شرقی که خدیجه سلطان خانم نام دارد و در طهران اول خادمه است و شب و روز به تدریس اطفال بهایی و تبلیغ امرالله مشغول است و تمام فامیل او ذکورا و اناثا بهایی و خادم هستند و در چند سال قبل هم مشرف به ارض اقدس بوده است و در حضور خداوند ما عبدالبهاء روحی لمظلومیه الفداء مورد فضل و عنایت هستند و الحال در طهران با کمال جد و جهد به خدمت امرالله مشغول خود ایشان با تمام فامیلشان به خدمت شما و شوهر باوفای ایمان شما به تکبیر بهایی ذاکرند و ملاقات شما را از خداوند یگانه رجا مینمایند و همچنین تمام خواهران و برادران شرقی به شما عرض عبودیت میرسانند ای خواهر عزیزم از بشارت ساختن آن مکان مقدس یعنی مشرق الاذکار که با اتحاد و اتفاق احبای نورانی امریکا ساخته میشود و معمار حقیقیاش ید قدرت و تاییدات محبوب آفاق و مرکز میثاق روحی تراب مقدم احباءه الفدا خواهد بود به قدری مسرور و خوشوقتیم که از هر تصوری خارج است و از شرح و بیان عاجز چنانچه گفته اند قلم را آن زبان نبود که سر عشق گوید باز ورای حد تحریر است شرح آرزومندی از شما خواهشمندم که متحدا با تمام خواهران و برادران امریکا از درگاه احدیت رجا نمایید که این سعادت قسمت خواهران و برادران ایرانی شما هم بشود و این شاهد سماوی یعنی این مکان مقدس در طهران و سایر بلاد ایران هم جلوه نماید ای خواهر عزیزم اگر چه می دانم از شنیدن اخبارات و حادثات خیلی محزون خواهید شد ولی محض اطلاع و قوت قلب آن خواهران و برادران غربی معروض می دارم از ابتدای انقلاب ملی ایران تا به حال که قریب به سه سال است بسیاری از احبای الهی دچار حادثات شده و به حکم علماء به قتل رسیدند در ابتدا در تبریز یک نفر بهایی را قطعه قطعه نموده و خانه اش را آتش زدند و قاتل او را درجه و مقام دادند و در اختتام خونریزی و شورش تبریز سه چهار نفر دیگر از مظلومان غفلتا کشته شدند و در عراق یک نفر را شهید نمودند در سیرجان جناب آقاسید یحیی فاضل را قطعه قطعه نمودند در نجف اباد اصفهان به تحریک نجفی یک نفر از مظلومان که حاجی کربلایی علی نام داشت شهید نمودند در نی ریز هیجده نفر را به شهادت رسانده و غارت نمودند عیال و اطفال پریشان آنها در بیابانها فرار نمودند و به واسطه عدم پرستار و آذوقه چند نفر از اطفال تلف شدند و چندین روز در بیابانها برهنه و گرسنه به خوردن علف بیابان به سربردند تا خود را به سروستان که جمعی از احبا مسکن دارند رساندند احبای سروستان آنها را جمع آوری نموده کمال جد و جهد در پرستاری و نگاهداری از ایشان می نمایند در خاک خراسان در حصار که نزدیک تربت است شبانه به خانه مظلومان رفته سه نفر مرد را به ضرب کارد و خنجر با کمال زجر سر بریدند دو نفر زن را به ضرب کارد و خنجر به پهلو و سینه و شکم به قدری زدند که شهید شدند و در قزوین در موقع ورود مجاهدین ملی گلوله ریزی ارباب گودرز زرتشتی بهایی غفلتا گلوله خورده و به قتل رسید عجالتا همین سی و دو نفر که معین شده است نوشته شد ولی در طهران در این مدت شورش ملی هنوز کسی را از مظلومان به تحریک علما به قتل نرساندهاند من بعد هم از هرگونه حادثات به حضور مبارک شما معروض خواهم داشت باری خواهر عزیزم این مصیبات و بلایا در راه خداوند یگانه بهترین سعادت ما هست و خواهد بود زیرا این عالم فانی رسته به محبوب و معشوق حقیقی خود راجع می شویم خوشا به حال آن اشخاصی که از این جام سرشار مست و بی خودند و از این عالم و عالمیان منقطع و راهی جز راه او نپویند رویی جز روی او نبینند بویی جز بوی او نبویندن و کلامی جز کلمات او نگویند و رایی جز رضای او نجویند رقص کنان به سوی قربانگاه عشق بشتابند و بگویند یک دست جام باده و یک دست زلف یار رقصی چنین میانه میدانم آرزوست پس در دل هر کس که این نار عشق افروخته شد از هیچ الم و زجز کشته شدن باک ندارند و حتی ظلم ظالمان و زجر قاتلان را به جان خریدار و آرزومند است زیرا که هر قاتلی وسیله وصل معشوق حقیقی است و ما را از قید جسم که مانع وصال ابدی است رهایی داده و به وصل معشوق حقیقی می رساند پس ای خواهر عزیزم باید کمال تشکر و امتنان را از ظالمان و قاتلان داشته باشیم که ما را به این فیض عظمی و موهبت کبری می رسانند و شربت وصل را به زودی به ما می چشانند و از آتش سوزان فراق میرهانند ملاحظه فرمایید که هر زمانی از ازمنه اگر جهل جاهلان و ظلم ظالمان و فتوای ناحق پیشوایان نبود به چه وسیله اثبات حقانیت و مظلومیت مظاهر قدسیه در قمیص انسانی بر خلق واضح و هویداد می شد چنانچه ظلم ظالمان و انکار پیشوایان صلیب حضرت مسیح روحی لمظلومیته الفدا را بر پا نمود و بر تمام عالمیان حقانیت آن وجود مقدس مطهر ثابت گشت و هم چنان سایر اولیای الهی پس ای خواهر عزیز باوفای با جان برابرم ما باید به دعای ظالمان پردازیم و تشکر پیشوایان افل نماییم که ما را به سرچشمه قرب و رضای محبوب می رسانند و کشت زار معرفت ما را از خون خودمان مشروب می نمایند چنان که گفته اند خاک از خون شهیدان همه دم رنگین است این اثرها همه از قوت بازوی تو بود ای خواهر عزیزم خوشا به حال شما که تاسی به اولیای الهی نموده اید و از جام بلیات و صدمات سرمستید و اثابت حقانیت محبوب ومعشوق حقیقی می نمایید و به تاج عزت سرمدی سرافرازید در باب تشرف به ارض اقدس و خاک آستانه مطهر مقدس مبارک معشوق و محبوب حقیقی مرقوم نموده بودید ملاحظه فرمایید که تمام عالم ازلی گو به آرزوی دیدار این شمس معنوی با کمال حسرت از این عالم رفتند و شما با چشم ظاهر خداوند خود را مشاهده می نمایید و با لسان جسم با آن شمس حقیقت ناطقید و در عرش اعلی جالس و استماع می نمایید از لسان حق کلمات جانفزای روح بخش آیا چه مقام و مرتبه و بزرگی و ذوق و خط روحانی به این درجه خواهد رسید حال مشاهده فرمایید که صد هزار ظلم و تعدی و جانبازی هدیه این ذوق و مقام خواهد شد لاوالله چنانکه آرزو نموده اند ای که گفتی فمن یمت یرنی من فدای کلام دلجویت کاش روزی هزار مرتبه من مردمی تا بدیدمی رویت ای کاش این کمینه فانیه را روزی هزار مرتبه به زجر و شکنجه مبتلا می نمودند و یک مرتبه به چشم ظاهر جمال بی مثال معشوق حقیقی خود را زیارت می نمودنم و در قدم مبارکش جان تسلیم می کردم افسوس که این ذره لاشی را این سعادت و فیض از عدم لیاقت تاکنون نصیب نشده از حضور آن خواهر عزیزم استدعا می نمایم که در وقت تشرف به آستان مبارک از قبل این کمینه رجا نمایید تا این کمینه را از قید حسم رهایی دهند و روح طائف حول آن عرش بریان شود خود من و شوهر عزیزم میرزا مصطفی خان به حضور مبارک شما و برادر روحانی شوهر عزیز باوفای با محبت شما با کمال اشتیاق روحانی به تکبیر عبدابهایی ذاکریم و همچنان کمینه زادگان طوران خانم و مولود خانم که به کمک این کمینه همیشه مشغول به خدمات هستند به حضور مهر ظهور شما و تمام خانواده شما و تمام خواهرزاده و برادرزاده امریکایی عرض اشتیاق می رسانند جناب محب السلطان داماد کمینه که تمام آیات و الواح مبارک و کتابهای مقدس مبارک که به سایر بلاد میفرستند به خط ایشان است و تمام الواح مبارک را می نویسند و خودشان عکس برمیدارند شب و روز خودشان و عیالشان مولود خانم به خدمت امرالله موقفند به حضور مبارک شما و تمام برادران و خواهران امریکایی از صمیم قلب به عرض عبودیت ذاکرند و خواهش می نمایند که ایشان را فراموش نفرمایید و در محافل روحانی احبای امریکا ازتمام ما یاد فرمایید همیشه منتظر دستخط مبارک شماها هستم ساعیت هستم که عکس خودم و خانواده و سایر خواهران و شاگردان بهایی را به حضور مبارک شما بفرستم غرض نقشی است کزما بازماند که هستی را نمیبینم بقایی سواد یک طغرا لوح مبارک که به افتخار کمینه است ارسال داشتم ای خواهر عزیز محترم باوفای من آن کاغذ مبارک شما و آن نسخه های که از کاغذ و اشعار این کمینه ترجمه و طبع شده بود بسیار بسیار خوشوقت شدم و از مترجمینش اظهار تشکر می نمایم کمینه هم کاغذهای شما را به فارسی ترجمه کرده به طبع رسانیده به تمام خواهران و برادران شرقی دادم و به تمام شهرهای دیگر ایران هم فرستادم عکس خودم را به توسط برادر عزیز روحانی با وفا جناب میستر ریمی از برای جناب شما و میسیس گلرگ واگنر فرستادم نمی دانم رسیده است یا خیر الکمینه الفانیه طایره پنجم شهر رمضان ۱۳۲۷
نمای تفصیلی
- آفریننده عصمت خانم (طایره)
- تاریخ ۵ رمضان ۱۳۲۷ ق
- مجموعه ها آرشیو ملی بهائی
- متعلق به آرشیو ملی بهائی
- محدودیت بدون محدودیت
- تاریخ آپلود ۱۶ آبان ۱۴۰۱ ش
- آخرین ویرایش ۱۵ بهمن ۱۴۰۱ ش
- شماره سند 14133A68
