نامه به عمید لشکر
خطاب به عمید لشکر، احتمالا از منتصر لشکر؛ درخصوص دریافت کاغذ و پاکت و براتها و لباس در قریه نظر کهریزی، اظهار خوشحالی از سلامتی خانواده، تقاضای فرستادن برات مواجب بابا خان، درباره علت عدم وصول براتهای پیچی ئیل و وعده وصول براتهای همان سال به زودی؛ مالیات در دست نویسنده است و از این بابت نگرانی وجود ندارد، درباره گرفتن کاغذ غله از شاهزاده، به علت دوری نویسنده از او هنوز موفق به گرفتن نشده؛ سفارش به مخاطب برای ملاقات با محتشم دیوان و بشارتالدوله در تبریز در خصوص محل غلهاش که هشترود است؛ نویسنده در آنجا ملک و دیوان بدهی دارد؛ گرفتن برات برای هشترود، اشاره به تدارکات زمستان و فرستادن یک برات پنجاه تومانی که به حاجی اسمعیل آقا صراف حواله کرده است؛ وعده وصول همه مواجب مخاطب؛ ابلاغ سلام به حمیدالسلطان و خوشحالی از وصول نامه و سلامتی وی؛ نگرانی از بابت بیماری معصومه سلطان و تشکر از زن داداش برای مراقبت از او؛ خواستن توضیح درباره ادعای اهالی ورقه در باب فرستادن برات، سفارش دادن پنج تومان از وجه براتها به کربلایی خانم و گرفتن قبض از بابت مواجب ورثه کلب حسین خان، نوشتن دقیق مبالغی که از افتخارالدوله و دیگران برای مخارج خانه گرفته شده است، نگرانی از بابت افزایش مخارج خانه و اینکه نمیتواند از عهده آن برآید؛ در ادامه خطاب به میرزا محمود خان و سایرین نوشته، خوشحالی از بابت دیدن خط او و گلایه از ننوشتن نامه توسط احمد؛ برای محمد خان اسب کوچک گرفته است که هنوز در شکم مادرش، مادیان خوبی است که خریده؛ در مورد پرخرجی آنان و درخواست فرستادن صورت پولی که از دیگران گرفتهاند؛ احوالپرسی از همشیرهها، عمهها، خاله مخاطب، رقیه سلطان، و صغرا خانم؛ سفارش دادن پنج تومان به خاله توسط عمید لشکر، در حاشیه خطاب به عمید لشکر نوشته که مجبور شده به دلیل عدم وصول طلبش از علی بیگ ماده گاو، اسب مادیان، گوسفند، و بز و غیره از او بگیرد.
تصویر
نمایش این فقرهنمای تفصیلی
- تاریخ اوایل قرن ۱۴ ق
- ابعاد ۱۳ × ۲۰ سانتیمتر
- مجموعه ها امیر حسین نیک پور
- متعلق به مجموعه امیر حسین نیک پور
- محدودیت بدون محدودیت
- تاریخ آپلود ۲ آبان ۱۳۹۶ ش
- آخرین ویرایش ۲ بهمن ۱۳۹۶ ش
- شماره سند 14142A378
