عریضههای خورشید خانم، ۱۳۲۵ ق
عریضههای خورشید خانم، دختر آقا رضا، از بارفروش به مخبرالسلطنه، وزیر عدلیه، در تهران، و شرح این که بعد از فوت پدر و مادرش، زمانی که سه سال داشته، عمویش، عباسقلی خان، او را به خاطر ارث پدریاش، که بیش از پنجاه هزار تومان از قبیل املاک و اموال و نقدینه بوده، نزد خود آورده و تا ده سال از او نگهداری کرده و بعد او را به عقد نوه پسری خود، پسر اعتماد دیوان، درآورده است. خورشید خانم که از ترس راضی به این ازدواج شده و چندین سال شب و روز گریه میکرده است. اعتماد دیوان از بابت ارث پدر خورشید خانم تا حال چیزی به او پرداخت نکرده است به این بهانه که او همسر پسرش است. خورشید خانم قصد دارد طلاق بگیرد و مهریه خود را که بیش از ده هزار تومان املاک است میبخشد. پسر اعتماد دیوان هم که متوجه شده خورشید خانم تمایلی به ازدواج با وی ندارد با زن دیگری ازدواج کرده است ولی حاضر به طلاق دادن او نیست و میگوید که اختیار خورشید خانم با اعتماد دیوان است. حال که اعتماد دیوان در تهران است خورشید خانم از مخبرالسلطنه میخواهد که طلاقش را بگیرند. تهدید کرده که سم خواهد خورد تا خود را هلاک کند؛ همراه با پاسخ وزارت عدلیه به خورشید خانم و شرح این که چون طرف شکایت وی، اعتماد دیوان، در تهران است، باید یک وکیل برای خود تعیین کند که به ترتیب رسم دیوانخانه شکواییه بنویسد تا به استناد آن اعتماد دیوان را به محکمه احضار کنند.
تصویر
نمایش این فقرهنمای تفصیلی
- تاریخ ذیالحجه ۱۳۲۵ ق
- مجموعه ها سازمان اسناد و کتابخانه ملی جمهوری اسلامی ایران
- متعلق به سازمان اسناد و کتابخانه ملی جمهوری اسلامی ایران
- محدودیت استفاده پژوهشگران به منظور انتشار همواره باید با ذکر منبع اصلی سند باشد.
- تاریخ آپلود ۱۸ مرداد ۱۳۹۹ ش
- آخرین ویرایش ۱۱ مهر ۱۳۹۹ ش
- شماره سند 902A38
