نمای تفصیلی
- تاریخ ۲۶ ذیالقعده ۱۳۲۹ ق
- مجموعه ها جمال رادفر
- متعلق به مجموعه جمال رادفر
- محدودیت بدون محدودیت
- تاریخ آپلود ۹ ارديبهشت ۱۴۰۱ ش
- آخرین ویرایش ۱۵ بهمن ۱۴۰۱ ش
- شماره سند 16179A352
[گزیده متن:] «حق نامه مهیج عامه ۲۶ ذالقعده ۱۳۲۹[؛] بسمه تعالی[؛] امضای هر مقاله یا لایحه در آخر آن رسم است ولی من بنده احقر ولاشیئی لابشرط افقر نصیر حسینی فرصت مرحوم الدوله با چشمی گریان و دلی بریان سینه چاک در اول این مقاله بزبانی ساده خدمت آقایان روحانی و اعیان صوری عرض تسلیت و تعزیت مینماید ای حجةالاسلام ای آیت الله آقای آقا میرزا ابراهیم عظم الله اجورکم ای حجج الله آقای امام جمعه آجرکم الله آقای آقا سید جعفر ابقاکم الله […] ای طلاب علوم دینیه از این مرزِئه شما را تسلیت میگویم […] ای تجار محترم شماها را سرسلامتی میدهم و نقشه کشهای این بساط میرزا را تهدید کرده و صورت شش لولی را کشیده دادم یکی از محارم او بالای سرش افکند زنهار گمان نکنی مرا نفسی است شرور حاشا و کلا بلکه کله ایست پرشور از کسی ترسی ندارم که راست میگویم و از احدی بیم ندارم که حق میجویم اگر ترسی می داشتم چندی قبل که روسای عظام گرام پای مردی در میان نهاده میخواستند میان متحصنین و مفسدین را صلح دهند و این ناقابل را در عداد خود آورده بودند و آخرالامر محیل های دغل باز بلطایف الحیل اساس مصالحت را بر هم زدند من بنده را تهدید بقتل کردند بلکه تفنگ بر سینهام نهادند که اگر در این صلح دخالت کنی تو را میکشیم گفتم بدین مژده گر جان فشانم رواست و ابدا بیمی و ترسی بخود راه ندادم همچنین وقتی که اتراک خانهام را غارت نمودند و یکی از بستگانم را که با من در رهگذر همراه بود او را هدف گلوله ساختند و سرشانه مرا نیز به تیری مجروح نمودند مع ذلک اکنون چگونه خائف باشم و سخن حق نسرایم نمیخواهم فتنه انگیزی کنم یا طرح فساد ریزی ای مردم نمیگویم بلوی کنید و شهر را پر از غوغا عرض میکنم اگر حس دارید روسای روحانی و صدری خود را بخوانید و چاره جویی نمایید ای روسای روحانی نیز شماها محلی را مطرح مذاکره نموده قدم مردانگی پیش نهاده اعیان را بخوانید مشاوره کنید و با کمال ملاطفت و ملایمت از جناب قونسول صاحب سوال نمایید که مقصود شما چیست بگویید منظور شما چه چرا دست از جان این مشت ضعیف بیچاره برنمی دارید حق جل و علا شاهد است که جماعتی با حس غیرتمند که در زوایای خمول خزیدهاند با تمام قوی حاضرند در رفع و دفع این غائله خواه بشود یا نشود ولو اینکه در آن میانه خونشان ریخته گردد ای بازماندگان من اگر من در این میانه بمیرم یا کشته شوم همین مرقومه را لای کفنم بگذارید و بخاکم بسپارید که اسباب رستگاریم همین سخنان حق است[.] انه لقول فصل و ما هو بالهزل[؛] مطبع ایالتی»