نمای تفصیلی
- تاریخ ۲۸ رجب ۱۳۲۹ ق
- مجموعه ها ایران نو -- مقالههای درباره زنان
- متعلق به مجموعه ایران نو
- محدودیت بدون محدودیت
- تاریخ آپلود ۲ مهر ۱۳۹۸ ش
- آخرین ویرایش ۷ آبان ۱۳۹۸ ش
- شماره سند 15158C5
سال ۳، شماره ۱۰۰ (۲۸ رجب ۱۳۲۹/ ۲۴ ژوئیه ۱۹۱۱)، ص ۲-۳ بیچاره زنان ایران مقالۀ ذیل از شماره ۲۵روزنامۀ شمس منطبعه اسلامبول نظر بدانکه از بدبختی زنان ایرانی و بیچارگی آنان سخن رانده نقل میشود: حقیقت بیچاره زنان و دختران ما، اگر درست تصور بشود در حکم امروز فرقه بدبخت و محرومتر از همه چیز زنان ایران است و حال آنکه زنان میزان ترقی یک ملت و موقع اهمیت آنان در این جهان خیلی بلند است. زنان ـ در میان آفریدگان زمرۀ هستند مستثنا. زنان ـ گوهری هستند که بهایشان تاکنون در کشور ما شناخته نشده است. زنان ـ مادر بشریت و سبب تولد بشرند. زنان ـ خادم انسانیت و باعث نسل و ذریتند. زنان ـ شکوفه ذیروحند که با مزیات مغبوطه لطافت و رقت و مرحمت و شفقت و محبت مزین بوده و در هر خصوص از مردان متفاوتند. زنان ـ فرشتهای تحصیل بقای سعادت حیات اند. حالا در اینجا از تعداد مزایای نسوان صرفنظر کرده و یک نگاهی بسوی آنها نموده و مدارج آنها را بخودشان بفهمانیم. بیائید رحمی بحال آن بیچارگان نموده و از کردههای خودمان و گذشتههای ناگوار اندکی پشیمان شده، بخشایش خواسته، دست آنها را گرفته و بیک شاهراه تکامل و سعادت ببریم. بیایید این بیچارههائیکه تاکنون جز از آشپزخانۀ تاریک و جاروبکشی و رختشوئی چیز دیگر در عالم حیات ندانسته و از خزائن علم و معرفت بیبهره مانده و همیشه در زیر فشار شوهرهای خودشان شکنجه دیده و بسبب اهمال و غفلت و نادانی پدر و مادر، اشکهای خونین ریخته و از نافرمانی بچههای بیتربیت خودشان داغ بدل شده و در زیر نگاه حقارت مردان آه و [ناخوانا] نمودهاند اندکی دل بسوزانیم. ای ایرانیان، ای ملت معظمه، و ای ارباب قلم، و ای نویسندگان جراید محترم شما را بنام حمیت و انسانیت قسم میدهم بیائید مروتی کرده دست این بانوان فلکزده را گرفته و از گرداب فلاکت و نادانی و از ورطۀ بدبختی و ناتوانی بساحل سلامت و سعادت بکشیم. اگر بیشتر از این به نیاز و استرحامهای من بیاعتنایی نمائید، هر آینه شما را به ستمکاری و بیانصافی متهم خواهم دید. من از شما منتظر لطف و مرحمت بوده بانوان پاکدامن کشور ما، ترقی و تکامل میخواهند خواندن و نوشتن و انسان شدن میطلبند. شما چرا ساکت نشستهاید؟ ای هممسلکان عزیز من که مدافع نسوان هستید از مروت شما معاونت و بذل همت میخواهم بنویسید بروزنامهها و کتابها و رسالهها بنگارید خدا را نترسید بنویسید تا آن بیچاره گان را که سرشک خونین ریخته و در جلو ما جز از گردن کج نمودن و دست بهم مالیدن و از تعلم و ترقی ممنوع و محروم ماندن چیز دیگر را ندارند همدست شده یاری نمائیم مستخلص بداریم ما هم بلکه در پرتو ترقی و تربیت آنها یک دولت متمدن و مترقی بشویم. بیایید بکوشیم بنویسیم زنهای خودمان را از درکه مذلت و حقارت رهانیده و بواسطۀ دختران پرورشیافته استقبال روشن برای آیندگان حاضر کنیم بیایید بکوشیم اطفال خودمان را تربیت بدهیم با افسانههای بیسر و دم و حکایت پوچ و بیهوده اذهان آن نونهالان را پر نکنیم در میان و نزد آنها از مهمانی اجنه در حمامها و بارکشی غول بیابانها و شرارت راهزنان و آدم کشها و با خرافات گوناگون حرف نزنیم. قوۀ مخیله آنها را خراب نمائیم [ننمائیم] پردۀ چشم وگوش نوباوگان بشیشۀ عکاسی می ماند هرچه می بیند و می شنود قوۀ مخیله با یک برقی آنها را ضبط میکند دیگر بس است از جن بودن گربه سیاه! و آدم بالا کشیدن بخاری! تعبیر خوابهای (محصول حرارت) آشفته به آنها نگفته، و آنها را وحشی و جبون و دیوانه و گستاخ و بی شرم و زبون نکنیم. انصاف داشته و مروت و خدمتی به عالم انسانیت نمائیم. شمس (آصف)