نمای تفصیلی
- تاریخ ۱۲ شوال ۱۳۲۷ ق
- مجموعه ها ایران نو -- نامههای زنان به ایران نو
- متعلق به مجموعه ایران نو
- محدودیت بدون محدودیت
- تاریخ آپلود ۲ مهر ۱۳۹۸ ش
- آخرین ویرایش ۷ آبان ۱۳۹۸ ش
- شماره سند 15158A6
سال ۱، شماره ۵۱ (۱۲ شوال ۱۳۲۷/ ۲۷ اکتبر ۱۹۰۹)، ص ۳. کاغذ و یا ماتمکده از کرمانشاهان معصومه نام مظلومۀ این شرح را نوشته است که: ضعیفۀ هستم بیکس و غریب سالها زحمت کشیده از شغل خیاطی و زور بازوی خود دو هزار تومان اندوخته داشتم مجید نام کرد پابرهنه و بیچیزی را بشوهری اختیار نموده با معیشت مختصری قناعت مینمودیم. شوهرم مجید چند سال نزد اعظمالدوله مستخدم گردید پارسال در عهد استبداد این مجید سادهلوح رفتهرفته هر چه تنخواه داشتم از من گرفت و مطابق صورت و اسناد معتبر با خط و مهر خود اعظمالدوله مخارج نمود. سه ماه قبل که ریشۀ استبداد کنده شد و از حکومت معزول گردید، بیچاره شوهرم را به بهانۀ اینکه طلب تو را بدهم به دنبور نام ملک خود برده بعد از چهار پنجروز نگاهداشتن عزیز نام نوکرش را امر کرد و وا داشت بیچارۀ مجیدخان را بضرب گلوله در میان اطاق کشت و بعد علیالظاهر تغیر نمود که چرا این مجید را کشتی؟ عزیز جواب میدهد که بر حسب امر حضرت اجل و مواعید سرکار که به بنده دستورالعمل دادی این کار را کردم. آقای اعظمالدوله سخت منفعل شده فورا عزیز قاتل را نیز با گلوله بقتل رسانیده. علاوه بر دو هزار تومان طلب مجیدخان سه رأس اسب و یک استر و مقدار کلی اسباب مسافرت از قبیل لوازمات آبداری و مفرش و رخت و لباس و ساعت طلا و چند قبضه تفنگ و غیره را متصرف شدهاند و آن بیچاره را با لب تشنه و شکم گرسنه کشتند و هر چه یک شربه آب التماس کرد ندادند. اولا یک پیراهن خونآلوده را برای نشانه هم مضایقه کردند. (معصومه زن مجیدخان مقتول) ایران نو: در صورت صدق، سخت ناگوار است که یک اعظمالدوله بدین عظمت ظلم را در حق یک زن بیدست و پا روا دارد و حکومت هم مانند حرفهای معمولی و متعارفی گوش بدهد و اظهار قساوت نماید. آنکه یک پیرزن کند بسحر نکند صد هزار تیر و تبر