Establishment of a higher education center for women in Japan, 1909
News of a new higher education center for women in Tokyo, with an emphasis on the need for educating the women in Iran
Images
View This ItemTranscription
سال ۱، شماره ۴۴ (۴ شوال ۱۳۲۷/ ۱۹ اکتبر ۱۹۰۹)، ص ۱. نسوان ایران و ژاپون سال آینده در توکیو پایتخت ژاپون (اونیورسیته) مکتب عالی مخصوص زنها باز خواهد شد و مخصوصا موافق علم امروزه در مسئلۀ ترتیب خانهداری و اوضاع خانه خیلی دقت خواهند کرد که بعلاوه سایر علوم عالیه به نسوان این علم را بیاموزند و تا حال قریب هشتصد نفر دختر اسم خود را در دفتر مدرسه برای دخول در آنجا ثبت کردهاند و از همینرو دولت ژاپون می خواهد بعموم دنیا ثابت نماید که مایل است روزبروز در راه ترقی پیش برود و تمدنش از تمدن اروپا خیلی بالاتر و برتر باشد. در تمام روی زمین دیگر قومی نمانده مگر ما که خیال میکنیم تمدن یک چیز سطحی بوده و تربیت را برای خود عموما و برای نسوان خصوصا بار گران بلکه بیهوده میدانیم و میگوئیم: یک زن عالم باسواد به چه درد میخورد؟ و آنها که حس انسانیت ندارند و خودخواه هستند در آن عالم جهل مرکب گمان میکنند که خواندن و نوشتن برای زن تولید مخاطرات نموده و بمنزلۀ سم قاتلی است زیرا میگویند وقتی زن باسواد و چیزنویس شد کاغذهای معاشقه خواهد نوشت. و هر وقت با یک نفر صحبتی بشود و انسان بخواهد باو بفهماند که برای یکزنی که تربیت اطفال بعهدۀ اوست علم و تربیت لازم است همین جواب بیمعنی را خواهد شنید که سواد برای زن مضر است. جز این است که این لغویات غلط، ناشی از خودپرستی و جهل و کجخیالی ماست؟ از یکطرف ما زیر بار این نمیرویم که زنها باید عالمه و باتربیت باشند. اما از طرف دیگر هیچ حرف نداریم که زنهای ما حمامها را مبدل بیک انجمنی کرده و در آنجا در پی تقویت استبداد باشند. مثلا ما در میان زنهای خود مانند خیرالنسا زن کلانتر داریم که وطن و مملکت و هر چه مقدس است میفروشد و بزرگترین خیانات را مرتکب میشود و باعصمتترین و عفیفترین زنهای عالمه را مسخره و انگشتنما مینماید. آیا ما نمیدانیم که تربیت اطفال ابتدا بعهدۀ زنهاست و آنها هم در سایۀ جهل و نادانی خود اطفال را طوری تربیت مینمایند که هنوز بسن رشد نرسیده مغزهای آنها پر از خیالات واهی و همه قسم تصورات باطله میباشد و وقتی ما یک طفلی که تازه بزبان آمده میبینیم که با کمال قشنگی چند فحش نامربوط که باو یاد دادهاند تلفظ میکند و مسلسل میگوید فورا به خنده افتاده و چندین بار او را بتکرار آن فحشها وادار میکنیم و برای اینکه فلان حرف مزخرف را خوب میگوید متصل ماشاءالله میگوئیم که مبادا نظرش بزنند. گذشته ما مسئولیت خود را در مقابل وطن و اعقاب خود فراموش میکنیم هیچ در این فکر نیستیم که روح این طفل معصوم را ملوث کرده و باعث میشویم که برای آتیه یا مزور یا خائن یا متعصب و یا الواط تربیت بشود. آیا به چه حق ما مرتکب این اعمال میشویم؟ آیا در مقابل خداوند چه جواب خواهیم داد؟ آیا اگر مختصر وجدانی در ما باقی مانده باشد نباید در مقابل آن وجدان خود را مسئول بدانیم؟ و تمام این مسئولیت ها برای به عهدۀ ما وارد است که ما جدا و مصرا می خواهیم که طایفۀ نسوان در ظلمت جهل نمانند و مایل نیستیم که تکالیف زنیت و یک زن خانهدار یا یک مادر را بانها بفهمانیم. آیا بعقل ما خطور نمیکند که ضعف و فتور در خانوادهها ممکن است باعث اضمحلال یک مملکتی بشود؟ نباید فراموش کرد که خانوادهها اولین اساس یک مملکت هستند زیرا که تشکیل یک مملکت با خانواده است نه با یک شخص واحد پس ضعف و قوت مملکت بسته بخوبی خانوادههاست سعادت مملکت در سایۀ خوشبختی و سلامت خانوادههاست و هر وقت احوال روحیه در خانوادهها شروع به تنزل کرد مملکت رو بانحطاط میگذارد پس آنها که صلح و سلامت هیأت اجتماعیه ایرانیه و تأمین استقبال [استقلال] مملکت را در نظر دارند باید در خط تربیت نسوانیه کار بکنند و آنچه در قوه دارند در راه این مقصد عالی معاونت نمایند و مانند چند نفر شریک که موضوع شرکت را حفظ میکنند سلامت و ترقی خانواده را در ایران صیانت نمایند. همانطور که تشکیل ملت بسته به خانواده است تشکیل خانواده هم بدون وجود نسوان ممکن نیست و خوب و بد نسوان خوب و بد خانواده است. همانطور که ریاست خانواده با پدر است زن اساس خانواده را تشکیل میدهد و یکی از فیلسوفان معتبر گفته که آبادی و خرابی خانه بعهدۀ زن است و زن می تواند باعث نیکبختی و سعادت و یا موجب بدبختی و شقاوت یک خانواده باشد. و مسلما آنها که فیالجمله دقتی در وضع خانهداری دارند دقتی متعالیه بین دو خانه که عایدات آنها مساوی و وضعشان مختلف است کردهاند باین نکته که ذکر شد برخورده و ملتفت شدهاند که در یکی از این خانهها همه چیز مرتب و منظم اطفال پاکیزه و قوی البنیه هستند و بعکس در دیگری بمحض دخول از در حیاط بوی کثافت مغز انسان را متعفن میسازد اطفال آن خانه کثیف و ژندهپوش زردرنگ و لاغر بوده و در توی کثافات و خاکروبهها بازی میکنند و اگر بزنی که صاحب این خانه است یک عمارت عالی یا قصر بزرگی بدهند فورا همانجا را مبدل بخانۀ کثیف خود نموده و همان کثافات را در آنجا نیز جمع خواهد کرد بعکس همسایۀ پاکیزۀ او در کوچکترین خانهها با کمال نظافت زندگی کرده و در سایۀ علم خانهداری و حفظالصحه زندگانی در آن مزیله را آسان و بیضرر خواهد ساخت. گمان میکنیم بیش از این دلیل و برهان لازم ندارد و یک زن خانهدار عالمه قیمتش از مروارید و جواهر بیشتر است. و علم خانهداری به زن الهام نمیشود و فورا یاد نمیگیرند و از این رو است که ژاپونیها باین نکته برخورده این شعبۀ علم را داخل در پروگرام درسهای (اونیورسیته) نسوان نمودهاند. بسیاری از زنها علم خیاطی و آشپزیرا ندارند و همین فقره برای حیات روحیه یکخانواده نتایج بدی تولید مینماید مثلا لباس که باید در موقع دوخته بشود همان قسم پاره میماند و مسلم است که وضع خارجی اثرات بزرگ در اخلاق انسان دارد کمکم بهمین واسطه مندرسی لباس ظاهر انسان دوچار فقر میشود و خیال فقر و فاقه شخص را در باطن محقر میکند و یک وقتی ملتفت میشوند که در سایۀ همین نادانی زن یک خانواده مبتلا به فقر و فاقه گشته و در انظار محقر هستند و آنوقت که دچار این وضع شدند خلاصی از آن بسی دشوار است همینطور است اگر زن علم آشپزی نداشته باشد و گذشته از ضررهای فاحشی که از این راه میرسد چقدر امراض بد تولید میشود. وقتیکه انسان با کمال تأثر و تأسف به عمق جهالت نسوان این مملکت پی میبرد اگر واقعا آدم منصفی باشد میداند که نمیتوان زن را مورد سرزنش قرار داد. زیرا مسئولیت نادانی آنان بعهدۀ ما وارد است چراکه ما زن را همسر و رفیق و خانهدارد [خانه دار] تصور نمیکنیم و میگوئیم که زن فقط برای رفع حوایج ما خلق شده و آلت لذت نفسانی و شهوترانی ماست در یک خانۀ که وضع آن مرتب نیست اطفال همیشه در صغر سن میمیرند و آنها که باقی میمانند به بدترین شکل تربیت میشوند یعنی مثل گیاه خودرو میرویند و بمیل خود تربیت و بزرگ میگردند تربیت و تعلیم عموما علم خانهداری خصوصا نسوان تکالیف آنها را میفهماند و بانها میآموزند که اطفال را چه شکل باید تربیت نمود. ادارۀ خانه را با عقل معاش بانها یاد میدهد و وقتی خانه مرتب و منظم و پاکیزه و اطفال آن باتربیت شدند، بعموم اهل آن خانه خوش میگذرد، و لذت زندگانی را میفهمند، و آنوقت کار کردن آسان میشود. تجربههای زیاد ثابت کرده که تمام آنها که در زندگانی داخلی خود دوچار فلاکت و بدبختی شدهاند و از دستشان کاری برنمیآید یا بواسطۀ این است که زن آنها بر ضد آنهاست یا بجهة این است که اطلاعات نسوان باندازه نیست که شخص بتواند مستظهر بمعاونت آنها باشد. و این مسئله را هم خاطرنشان مینمائیم که نه فقط دختران جوان باید تحصیل بکنند و علم بیاموزند بلکه امروزه تمام نسوان ایران است که داخل راه علم شده جلب توجه عامه بنمایند و خدمت بزرگی به هیئت اجتماعیه ایرانیه بنمایند. باز تکرار میکنیم که ملت بسته بخانواده و خانواده بسته به نسوان است. برای تشکیل خانوادههای خوب لازم و واجب است که بزنها علم خانهداری بیاموزند و ترتیب تربیة اطفال خودشان را بانها یاد بدهند. اگر کسی اعتراض دارد در بیان عقیدۀ خود آزاد است
Item Details
- Date 19 October 1909
- Collections Iran-i naw -- Women in other countries
- Repository Iran-i naw Collection
- Restrictions No restrictions
- Accessed 24 September 2019
- Last Edited 29 October 2019
- Record no. 15158G5
- Genres writings periodicals
- Subjects children illness politics and government etiquette motherhood cooking letter writing literacy sewing women's rights students universities and colleges households ethics death education love associations baths and bath accessories hygiene clothing sciences homeland
- Places Europe Japan
