Item Details
- Date 15 December 1909
- Collections Iran-i naw -- Articles about women
- Repository Iran-i naw Collection
- Restrictions No restrictions
- Accessed 24 September 2019
- Last Edited 29 October 2019
- Record no. 15158C3
سال ۱، شماره ۹۱ (۲ ذیحجه ۱۳۲۷/ ۱۷ دسامبر ۱۹۰۹). صص ۲ـ۱. طلب العلم فریضة علی کل مسلم و مسلمه بدبختانه مسلمانان عالم باستثنای معدودی عموما و مؤمنین ایران خصوصا بر خلاف امر مطاع اقدس (طلب العلم فریضة علی کل مسلم و مسلمه) با یک عقیدۀ موهوم که هیچ واضع و موضوعش معلوم نیست تربیت و تعلیم زنان را بعضی بیمصرف بعضی مکروه و بعضی حرام می دانند شاذا و ندرتا هم هر گاه یک مسلمان خردمند یک مؤمن وسیعالمشرب یک ایرانی عاقلی یک کدیور خانواده یک رئیس عاملۀ اندک تربیت و تعلیمی هم در حق یک همشیره مهربان یا یک دختر محبوبۀ خود جایز شمرد عبارت است منتهی از تعلیمات رفتن تالار و کرباس و شستن یا دوختن دوشک و لحاف و لباس پختن تهچین و شربت و مربای آلوبالو و سکنجبین و ریباس دیگر تعلیم برتر ازین را که فقط وظیفۀ یک خدمتکاری است گویا شایسته مقام اخوت و رتبه ابوت وظیفۀ شفقت نشمارد. در صورتیکه جهت خانهداری برای هر زنی انقدر دانائی هم غنیمت است لاسیما در ایران اما این کارها را هم هر زنی که خط و سواد داشته باشد و لااقل از علوم ابتدائی شرذمۀ تحصیل نموده باشد بهتر از این عهده برمی اید تا زن بیسواد بحث و خانم جاهل محض انسان هر گاه مانع تعلیم نسوان باشد تاریخ اسلام بخواهد محاجه و مباهله نماید که ای شماهائیکه سالب حقوق بشری و مانع شرف علمی این بیچاره نسوان ایران شدهاید کتب رجال و تواریخ اسلام مثل ابنخلدون، ابنخلکان، ابنزیدون، غانی، اعثم کوفی، نگارستان و غیره بما نحوی نشان میدهد که در دورۀ سلطنت اسلامی اعراب در اسیا در اروپا، در افریقاء چه مقدار زنهای عالمه ادیبۀ عارفه شاعره محرره داشتهایم که تعداد اسامی آنان از حوصله و ظرفیت این مقاله فزون است فقط یک تاریخ فارسی معتبر بما شهادت میدهد که در عصر شاه شجاع که دویمین از ال سلاطین مظفر است در شهر شهیر شیراز نهصد دختر باکره قریبالاجتهاد بشمار آمد. سالهای سال است که ما مسلمانان ما ایرانیان این جنس شریکالبشریت را از تمام حقوق بشری محروم ساخته و ابواب تعلیم علوم و کسب فنون و صنایع را بروی آنان مسدود نمودهایم سرنوشت یک زن جاهل ایرانی از دو شق خالی نیست یا بمساعدت حسن جمال و غنج و دلال محبوب شوهر است، یا بجهة حرمان از این عوالم ظاهری منفور، اگر بمساعدت خط و خال محبوبه واقع شد یک جانی بدر برده ولی نه از کفایت و عقل و یک عمری یا یک نیمۀ عمری را خوش گذرانده ولی نه از اصالت رای و اگر برعکس منفوره واقع شود از نادانی از بدبختی از بیچارگی مرتکب چه حیلهها چه مکرها که نمیشود ولی باجبار نه باختیار چکند زن بیچاره بیعلم که از حسن صوری هم بهرۀ ندارد شوهر هم که شوهر اسیائی است و طالب لذائذ حیوانی لهذا مجبور میشود بکار بردن روباه بازیها برای گول زدن شوهر خودش معمول می دارد با شوهر خود همان عملی را که یک زندانی مظلوم با زندانبان ظالم یا یک اسیر و محبوس با حارس محبسخانهاش تا این مستبد مسلط حقناشناس شهوتپرست را با یک حیلۀ که ناشی از جهالت ناشی از بیعلمی ناشی از بیتربیتی اوست پس کافی است از جهت هر انسانی هر آدم متفکر عاقبتاندیشی که تأمل کند در حالت خانوادۀ خودش بجهة انکه ممکن است روزگاریسربسر آید و روزی حالت یک خانوادۀ ولو بهر درجه متمول باشد بعسر گراید بنوعی که ممکن نیست تحمل آن علیالخصوص که ترک عادت هم موجب مرض میشود (در هنگام تحریر این مقاله مرا تجربههائی از حوادث واردۀ بر خانوادۀ خودم که ذکر انرا در اینجا لازم نمیدانم بهدرجۀ حاصل شده) بلی این یک مرض مسری است از جهل و بی علمی نسوان در تمام خانوادههای ایران که چندان فرقی بین فقیر و غنی و وضیع و شریفشان نیست اگر هم فرقی دارند همان فرق لباس و زیور است بلکه می توان گفت زن جاهل ایرانی هر درجه بر توانگریش بیفزائی بر جهالتش افزوده گردد مگر یکطایفۀ از زنان ایران که آنها عبارتند از زنان ایلیاتی و زنان دهاتی که آنها کافی و کاملترین زنهای مملکت ایرانند. اقلا با لنسبه زن ایلیاتی یا زن زارع ایرانی در معلومات و معیشت بشری عارف است بتمام معارف شوهر خود. زن ایلیاتی یا زن زارع شریک است در تمام محصولات و زحمات و دسترنج او این زن و این شوهر ایلیاتی یا دهاتی را در کسب معیشت بر همدیگر برتری نتوان داد چنانچه درجۀ معلومات و معارفشان نیز [در] اعمال زندگانی مساویست تقریبا. در کتب مقدسۀ دینیه خواندهایم (ان الله خلق حوا من ضلع آدم) یعنی خدا خلق کرد حوا را از پهلوی آدم اما لطیفۀ این رمز و نزاکت این حدیث را ما مسلمانان ها ملتفت نشده اروپائیها بخوبی درک کردهاند بجهة همین است که اروپائیها میگویند زن نیمۀ مرد است و این مطلب صحیح فصیحی است که دلالت میکند بر انکه مرد و زن نیمۀ یک شکل واحدند که محتاجند این دو شق بهمدیگر جهت ترکیب یک شکل واحدند و یک جسم کاملی یعنی بدون تحبیب یعنی بدون اتحاد یعنی بدون ترکیب این دو شکل تشکیل یک خانواده صورت نگیرد پس بجهة ترکیب و تشکیل هر خانواده تحبیب بین هر زن و شوهری واجب و لازم است و این تحبیب هم امکان ندارد مگر به تناسب تعلیم و تربیت و به تساوی معالم و معارف هر زن با هر مردی. پس بدینجهت بر تمامی مردان ایرانی فرض عین است همت نمایند یعنی اطاعت از فرمودۀ پیغمبر خودشان اگر مسلمان هستند بکنند و اسباب تسهیل تحصیل علوم و معارف و صنائع را بطرز اصول جدید با تکثیر مدارس دخترانه و ترویج این متاع جهانقیمت بزودی هر چه زودتر فراهم آوردند تا انوقت ما مطمئن و خواطر جمع نتوانیم [بتوانیم] دعا نمائیم که بواقع و براستی ما مسلمانیم بجهة انکه عمل کردهایم بفرموده پیغمبر خودمان که فرموده است طلب العلم فریضة علی کل مسلم و مسلمه منیر مازندرانی