Item Details
- Date September or October 629
- Collections Iran-i naw -- Letters of women to Iran-i naw
- Repository Iran-i naw Collection
- Restrictions No restrictions
- Accessed 24 September 2019
- Last Edited 29 October 2019
- Record no. 15158A21
سال ۱ شماره ۲۳۲ (۸ جمادیالثانی ۱۳۲۸/ ۱۶ ژوئن ۱۹۱۰)، صص ۲-۳. مکتوب یک نفر خانم ایرانی چه مبارک سحری بود و چه فرخنده شبی خواهران عزیز محترم در وطندوستی و ملتپرستی سعی بلیغ میفرمایند و برادران غیور محترم وطنپرست در تربیت اطفال اناثیه و تأسیس مدارس قیام فرمودند دگر ز طالع خویشم چه ملتمس باشد که آفتاب تمدن و ترقی عالم وحدت انسانی در این وطن عزیز طالع شد و شب تار خفت و خواری مبدل بصبح روشن عزت و شادمانی گردید امیدوارم که تمام خواهران محترم در استقامت این امر مهم مستقیم بمانند و از حوادث زمانۀ ستمکار کسل نشوند [در بیابان گر بشوق کعبه خواهی زد قدم سرزنشها گر کند خوار مغیان غم مخور] ولی چنانچه سابقا معروض داشتم باز محض یادآوری عرض میکنم که اول شرط انسانیت اخلاق صحیحه است هرگاه در تنظیم و تنظیف اخلاق نکوشند تمام زحمات و تحصیل علوم بینتیجه و ثمر است از آنجائیکه لفظ اخلاق از ابتدا گوشزد ما طایفۀ اناثیه نشده بهتر آنست که جزئی شرحی دهم اول ناموسپرستی که باید ما طایفۀ نسوان در حفظ ناموس خودمان سعی بلیغ داشته باشیم زیرا تمام اخلاق صحیحه در ظل ناموسپرستی و عصمت است و ترس از خالق یکتا که آنچه را بر ما نهی کرده از او متارکه نمائیم و علم خانهداری و حفظ مراتب مردان خود و تربیت اطفالمان و از اعمال ناشایسته بپرهیزیم زیرا باوفاتر از عمل نبود رفیقگر بود نیکو عمل یارت شودور بود بد در لحد مارت شود پس ای خواهران عزیز عزت ابدی دو جهان بسته باعمال انسان است زیرا نیکوکرداران از هرگونه صدمات و ذلت و ملامت ذاتشان مبری و منزه است باید بکوشیم که هر یک از ما مکلف بتکالیف خود باشیم و حق خود را بشناسیم و زیادتی نطلبیم و بوفا پردازیم شرف انسان بحقوق و وفای اوست بسیار دقت لازم است اشخاصیکه در هر مقام و مراتب در حق ما نیکی و خیرخواهی و جانفشانی کردهاند و در راه حریت و تمدن و ترقی ما از جان و مال گذشتهاند هرگز حقوق ایشان را فراموش نکنیم و از روی عدم بصیرت سخن نرانیم و سامعهخراشی نکنیم و الفاظ رکیکه بزبان نرانیم زیرا بقای دو جهان و آبادی و خرابی بواسطۀ گفتن و شنیدن است و شریفترین اعضای انسانی گوش و زبان است [محرم آن هوش جز بیهوش نیست*مرزبان را مشتری جز گوش نیست] پس سعی بلیغ لازم است که این دو عضو شریف را بگفتن و شنیدن مغرضانه نیالائیم این زبان چون سنگ هم آتش وش است و آنچه بجهد زین زبان چون آتش است سنگ و آهن را مزن بر هم گزاف گه ز روی لاق گه از روی لاف زانکه تاریکی است هر سو پنبهزار در میان پنبه چون باشد شرار ظالمان آن قومی که چشمان دوخته و از سخنها عالمی را سوخته عالمی را یک سخن ویران کند روبهان مرده را شیران کند باری این سخن پایان ندارد ای خواهران محترم باوفای من قدری تعقل و تفکر فرمائید که هر چه بر هر که وارد است از گستاخی خود اوست هرگز شنیده یا دیدهاید که اشخاص نیکوکردار دوچار بدبختی و سرزنش شوند [لا والله] مثلا اگر کسی دزدی نکند دوچار حبس و زندان و مکافات خواهد شد [ابدا] مستی را بدمستی و خماری در پی است و هکذا هر اعمال شنیعۀ را در عوض زجر و مکافات لازم است پس شخص عاقل هرگز پیرامون اعمال ناشایسته نگردد و مکلف عاقلی را گویند که بتکلیف شخصی خود عمل نماید نه آن کسی که نود سال عمر کرده و صغیر است عاقلان باید از کبر و غرور و جاهطلبی و طمع و بخل و حسد و دروغ و فتنه و فساد کناره جویند که این صفات نقصان عالم انسانیت است. هرکه در فکر خودپرستی و خودنمائی و خودآرائی باشد دعوی او عالم انسانیت و نوعپرستی به کلی باطل است خلاصه تا زمانی که ما مکلف بتکلیف خود نیستیم و مرتکب باعمال ناشایسته هستیم قوۀ قهریه و جبریه از برای ما لازم است تو پاک باش و مدار از کس ای برادر باک زنند جامۀ ناپاک گازران بر سنگ